دبیر زیست داشت درس میداد، گوشیم تو جیبم داشت میلرزید :))))))))))
نرگس کنارم نشسته بود میگفت چرا صندلیت بلرزون میره، گفتم حرف بزن حرف بزن گوشیم داره زنگ میخوره.
بعله صدای مثل گاو خندیدنش نجاتم داد.
پسرعمم اومده میگه، حانیه خودتو آماده کن، از 18 تا 30 سالگی دهنت سرویس میشه اما صبر، صبر، صبر. کلی مشکل جلو روته ولی باید بگذرونیش. باااید.
گاهی وقتها در زندگی مجبوری به پشت سر گذاشتنِ بعضی چیزها ؛
نه به این خاطر که آیندهات وصلِ به آن است، تنها به این دلیل که آنقدر پخته شوی که بتوانی پای تصمیمت بایستی، انتخاب کنی از "اکنون" بگذری وُ برای "آینده" بجنگی یا "حالا" زندگی کنی وُ چشمانت را به روی "آینده" ببندی.
این سخت ترین تصمیمیست که با آن مواجه خواهی شد، شرط بندی روی عمری که اگر آن را ببازی هیچ جوره نمیتوان برنده شد.
- ویان.
٫ مَهجور ٫
همهچیز مثل هر روزه ؛
این مسیر، آسمون، موقعیت خورشید، درختها، حتی آدمهایی که به محل کارشون یا مدرسه میرن، اما..
نمیدونم، یه چیزی تو وجود من مثل هر روز نیست یا من دیگه وسط این چرخهی پرتکرار نیستم.
انگار بخشی از دیروزم که هر روز پلی میشم اما چیزایی رو حس میکنم وُ میفهمم که متعلق به فرداهاست.
آخه کی فکرشو میکرد حانیه در حال گذروندن آخرین سال مدرسهش با تموم استرساش، وسط یه بیابون بلاتکلیفی، سردرگم باشه وُ هنوزم صدای تو رو پلی کنه هر روز.
هر روز.
هر روز.
وای سر زیست بحث تولیدمثل بود دبیر مون یه جمله گفت همه اشک شون در اومده بود از خنده، خود دبیر هم داشت میخندید.
بعد گفت چرا دارین میخندین؟
کسی چیزی نگفت، یه ثانیه گذشت گفت وااای بچها چقد منحرفین، باورم نمیشهه
قشنگ پشماش ریخته بود، بچها گفتن خودتون چرا میخندین؟
گفت من از خندهی شما خندم گرفت، یکی گفت ما هم از خنده شما خندیدیم خب 🤣
تو عمرم اینجوری نخندیده بودم، دلم درد میکنه.
دوستم اومده بود میگفت حانیه بیا یه چیزی بهت بگم، دیروز رفته بودم بیمارستان یه پسری تو آی سی یو کار میکرد همون جا از مامان و بابام خواستگاری کرد. پشمام ریخته بود، ما رو اونجا نگه داشته بود زنگ زده بود مامانش بیاد.
میگفت الا وُ بلا که همینو میخوام انگار نخودچی کشمشه. قرار شد خانوادههامون برن راجب هم تحقیق کنن، حالا من چی کار کنم؟ محمدو(دوس پسرش) چی کارش کنم؟
وای وضعیت بدی بود، ولی کلییی بهش مشاوره دادم قرار شد در جریانم بزاره😂😂
٫ مَهجور ٫
تمامی دینم به دنیای فانی
شرارهی عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی : )