٫ مَهجور ٫
کنار پنجرهی اتوبوس نشستهام. در حال برگشتن به جاییام که خودم را به آب وُ آتش زدم تا مرا از آنجا ن
- یکشنبه ، 24 اردیبهشت 1402 ، 13:29 .
یا احمدبنموسی، دفعه پیش که نشد اما اینبار حالا که تا اینجا اومدم به حق برادرت بطلب:)
این چند ماه که نبودم چقد همهچی عوض شده ، تو خیابون راه میرم شرمنده میشم پیش پسر فاطمه - عج -