eitaa logo
هیچکس
27 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
حرف فقط حرف ،حرف ،حرف اما خب این همه حرف رو میشه به کسی گفت؟
مشاهده در ایتا
دانلود
خستگی خستگی خستگی
هیچکس
خستگی خستگی خستگی
بی پولی بی پولی بی پولی
فنجان قهوه اش را روی میز چوبی گذاشت.نگاهی به اطراف انداخت.به درختان به‌ آسمان به خورشید به فرش قرمز رنگ. خستگی در تمام بدنش فریاد میزد. از چشمانش میشد فهمید که چه رنج ها میکشد‌. بلند شد و با پاهای بی جانش به سوی آینه رفت. نگاهی به خودش انداخت،یک مشکلی بود .یک فاجعه.بی قرار شد‌. آنکه در آینه میدید که بود. چه کسی بود که چشمان همچون خسته ایی داشت ،کمری افتاده و شکسته داشت، صورتی پر از چروک داشت،دست های لرزان داشت ،پاهای بی جان داشت، انگار که سالها نخندیده بود،حتی نتوانسته بود لبخند بزند. این همان خودش بود؟ خوده خوده خودش؟ [: