اشتباه.
آه اما من چه بگویم در وصف تو ای آرام جانم! من مالک تو بودم تو برای من بودی، من تو را همیشه پیش خودم
رفتی و رفتی، من با حیرت به رفتنت نگاه میکردم و حسرت میخوردم. سرعتت بیش از آن بود که بتوانم ماری کنم. رفتی زیر تخت و همانجا ماندی. هرچه سعی کردم تو را از آن جا بیرون بیاورم نشد. رفته بودی در عمق تاریکی و تنهایی به صدای رعد و برق گوش میدادی. دست من به تو نمیرسید...
اشتباه.
رفتی و رفتی، من با حیرت به رفتنت نگاه میکردم و حسرت میخوردم. سرعتت بیش از آن بود که بتوانم ماری کنم.
آنقدر آنجا تاریک بود که چشمانم توانایی دیدنت را نداشت. نمیتوانستم تو را ببینم. تو تنها در آن تاریکی و من در اینجا تنها تر از تو.
اشتباه.
آنقدر آنجا تاریک بود که چشمانم توانایی دیدنت را نداشت. نمیتوانستم تو را ببینم. تو تنها در آن تاریکی
امیدوارم در آینده که تصمیم گرفتم زیر تختم را جارو کنم، دیدار مجدد ما حاصل شود و دوباره تو را محکم در آغوشم بگیرم.
هدایت شده از Samin's note
نمیدونم اگه استیکر🙏 وجود نداشت چجوری لپِ مطلب رو به بقیه میرسوندم🙏
138.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش صادقانه حافظ وقتی دید هم با شعرش فال میگیرم هم با موزیک ویدئو های خارجی: