من برای اینکه خوابام رو فراموش نکنم، نقاشی میکشم. نقاشی خداب هام رو. چیزایی که یادم مونده ازشون، عجیبه. نه؟
اشتباه.
من برای اینکه خوابام رو فراموش نکنم، نقاشی میکشم. نقاشی خداب هام رو. چیزایی که یادم مونده ازشون، عجی
عجیبه، نه برای من. برای شما.
اشتباه.
عجیبه، نه برای من. برای شما.
این خوابی بود که برای هیچکس تعریفش نکردم. میترسیدم، نه از خوابم. از اینکه گریم بگیره. از اینکه توی خواب به کسی که دوستش داشتم گفته بودن دیوونه و من هییچ نگفته بودم. من از خودم و کارام نفرت داشتم (و دارم).
تاکسی ای که امروز سوار شدم خیلی خیلی آدم اهل دل و خوبی بود. فقط نمیدونم چرا اصرار داشت من پول برای برگشت ندارم و نمیخواست ازم پول بگیره. شاید قیافم فقیرانه است💔