هدایت شده از شعور .
چقدر خواب ببینم که مال من شدهای؟
و شاه بیت غزلهای لال من شدهای؟
چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض
جواب حسرت این چند سال من شدهای؟
چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟
تو ناسرودهترین بیت فال من شدهای
چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم
خدا نکرده مگر بی خیال من شدهای؟
هنوز نذر شب جمعههای من اینست
که اتفاق بیفتد حلال من شدهای..
که اتفاق بیفتد کنارتان هستم
برای وسعت پرواز بال من شدهای
میان بغض و تبسم، میان وحشت و عشق
تو شاعرانهترین احتمال من شدهای
مرا به دوزخ بیداریام نیازی نیست
عجیب خواب قشنگیست "مال من شدهای"
اشتباه.
چقدر خواب ببینم که مال من شدهای؟ و شاه بیت غزلهای لال من شدهای؟ چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغ
برای وسعت پرواز بال من شدهای.
هدایت شده از ᴀꜱʜᴇꜱ ᴏꜰ ʜᴇʀ 𝑳𝒐𝒗𝒆
straddle the fence
That emptiness you feel is from giving every fiber of yourself away to someone who only knows how to take.
They took your smile,
stole your laugh,
colonized your happiness,
and oppressed your peace just enough,
but not all the way.
They wanted you to be sane enough to fight the depression that your relationship cultivated with a weak fist,
just enough to awaken confusion so you'd straddle the fence, rather than jump over their silly boundaries and run.
Empty “I love yous" will never be worth your misery.
ترجمه
⸤ @Ashes_of_Her_Love ⸣