اشتباه.
احساس میکنم توی هوای خیلی تمیز دارم نفس میکشم، شایدم یه جنگل پر از درخت. شایدم احساس اینکه پاهامو ان
یه چیزی شبیه خواب توی روستا، بدون نگرانی چیزی مثل پشه، بعد از کوهنوردی شایدم بعد از پیاده روی.
از اون خوابا که سر صبحه و نباید اون ساعت بخوابی ولی وقتی قانونش رو میشکنی و میخوابی خیلی کیف میده.
هدایت شده از دُختریدرتَبعیداَبدی
نه فراغت نشستن، نه شکیب رخت بستن
نه مقام ایستادن، نه گریزگاه دارم
-شیخاجل
هدایت شده از کارخونه ی متروکه ☫
بله بله، میخوام انقدر فشارت بدم و بچلونمت که عصاره ی آقا جواد درست کنم و باهاش_