اشتباه.
من آدم "خسته کننده" و "تو ذوق زن"ـی هستم.
توی نسکافه آب سرد میریزم تا زودتر خنک شه، توی چایی هم. وقتی یه کلیپ بامزه نشونم میدی میگم قبلا دیدم. خندهدار ترین خاطره دنیا رو جوری تعریف میکنم که آخرش بخوای بزنی تو دهنم. یا زیادی واکنش نشون میدم یا طوری رفتار میکنم که اصلا نمیتونی از روی چهرم بفهمی چه احساسی دارم و بخاطر همین فکر میکنی ازت متنفرم، حقیقتا این کار رو بلد نیستم.
شب ها خیال پردازی نمیکنم، سقف رو نگاه میکنم و به این فکر میکنم که چیشد آدما ازم متنفر شدن. وقتی دوستام جمع میشن یه کار باحال کنن من فقط نگاه میکنم. خوابام بی سروتهان ولی اصرار دارم که تعریفشون کنم.
بامزه نیستم. وقتی میخوام با یکی شوخی کنم فکر میکنه دارم مسخرش میکنم. توی تاکسی یجوری به نوک کفشام خیره میشم که یکی ندونه فکر میکنه جان را به جان آفرین تسلیم کردم. اصرار دارم باهام درد و دل کنی اما دلداری دادن بلند نیستم.
کاش یکم اهل دل بودم، کاش یکم تو ذوق نمیزدم.
هدایت شده از گِلایُل سپید
البته خیلی مسخره بود که گفتن کارتا رو آخر شبا باید تحویل بدین🤣
ولی بازم خوبه