eitaa logo
اشتباه.
360 دنبال‌کننده
3هزار عکس
716 ویدیو
5 فایل
[ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_o2dsbx8&btn=اشتباهات ] فاجعه‌هایی که درون مغزم رخ میده و منِ توهمی فکر می‌کنم واقعی‌ان درصورتی که اصلا وجود ندارن، و اینجا بخش کوچیکی از اون فاجعه‌هاست. اگه کار خیلی واجبی بود: @StupidLiar
مشاهده در ایتا
دانلود
عذاب وجدان فکر خودکشی یه نفر درحال ترک بنده چون مشکی گفت عذاب وجدان نداشته باش💯💯💯💯💯💯
اشتباه.
And we all know how this will end.
It's such a shame our friendship had to end
اقاااا مهری کیه😭 آذرباد کیه 😭 65 کیه 😭 77 کیه😭 آربی کیه😭 حتی بقیه رو هم نمی‌دونم کین یادم نیست دیگه (وی دوست داره بفهمه کین) . واب واقعا برات مهم-؟ مهری یکی از بچهاست که چنلش https://eitaa.com/joinchat/4190439079Cb96a0e374f الانم توی چنلش دررابطه با 77 یسری چیزا گفته که احتمالا بخونی میفهمی کیه آذرباد یه نویسنده کاملا معلولی که چون من فکر معتاده رفتیم بهش گفتیم آقا شما معتادی؟ اونم گفت نه. البته یسری چیزای دیگه ام گفتیم که امیدواریم مارو بخشیده باشه. 65 یه آدم خیییلی معمولی تر از آذرباد. بنظرم ولش کن چون اگه توضیح بدم توام ازش متنفر میشی بعد آره خلاصه. یه قدم به خودکشی نزدیک تر میشه. آربی یکی دیگه از بچهاست که چنلش https://eitaa.com/Jedi_witch27 عه. فدای سرت. میدونب اینکه دوست داری بدونی واقعا منو خوشحال میکنه🤣🤣🤣 خلاصه که آره همین.
اه الان وقتی جواب ناشناسمو میدی من خوابم و نمیتونم ببینم چون بعدش پاک میکنی و بازم نمیتونم بفهمم کین🙂 . اگه اینو نگفته بودی طی ده دقیقه دیگخ پاکش میکردم ولی میذارم بمونه. هرموقع دیدی جواب بده که پاکش کنم 💞💞💞💞💞💞
77 همون فلافل‌فروش‌ست؟ . نهنهننهنهههه نهههههههه ببین اول من اشتباهی کردم، فلافل فروش نبود شاگرد پیتزا فروشی بود. اسمشون مثل اینکه آقا علی که زکریا بهش میگه علی آقا. حالا درهرصورت، این 77 و علی آقا یکی نیستن. اون یکی دیگه است این یکی دیگه. بعد برای ابنکه میخوای بری پیش اون دسته که بتونی بدونی و سطحت رو بیاری بالا این https://eitaa.com/Lest_wrong/23545 رو بخون
هدایت شده از زکریای ناراضی
ما دیشب با عموم رفتیم بیرون وقتی میخواستیم برگردیم گفتم شام که سهله... شاید بابام منو به فرزندی هم حتی قبول نکنه و مجبور شم دم در بخوابم و عموم منو به یک پیتزای کثیف خیابونی با نوشابه ی نارنجی دعوت کرد خلاصه من دیشب رفتم سفارش بدم.. منتظر بودم داشت برای منو گرم میکرد منم عجله داشتم دیر وقت بود یه اقایی اومد خیلی بد اخلاق گفت پس این پیتزای ما چی شد خیلی وقته منتظرم علی آقا🧿❤💍(دوسش صداش کرد فهمیدم اسمشو) هم پیتزایی که داشت گرم میکرد برای من، داد به اون سبیل و با شرمساری از من عذرخواهی کرد(من برای این ادبش نمیرم اخه؟) منم گفتم ایرادی نداره بعد شروع کرد یه پیتزای دیگه برام گرم کرد بعد من گفته بودم نسوزه و زیاد برشته نشه خوشم نمیاد درآورد (پیتزارو) پرسید خوبه؟ گفتم آره بعد یادم اومد که من نوشابه هم میقام🥲 گفتم اها راستی نوشابه ی نارنجی هم میخوام بعد همسر آینده ی عزیزم، علی آقا، از توی یخچال نوشابه آوردن و گفتن که اینو حساب نمیکنن و مهمونشون باشم(واقعا از نظر شما این معنیش چیه؟) منم گفتم نه و خلاصه به زور زد به حساب (با خجالت زیاد) آخرش که جعبه رو داد بهم گفتم میشه بذارید توی پلاستیک؟ گفت آخه موادش میچسبه به جعبه، منم دستم پر بود گفتم اخه سخته برام بعد خندید و گفت: آخه سخته برام... بعد پلاستیکو داد بهم دید دستم پره کمک کرد جعبه رو بذارم توش بعد وقتی داشتم میرفتم گفت راستی! گفتم جانم گفت سس یادتون رفت... تند یا ساده؟ گفتم ساده🥲 حس میکنم این عشق دو طرفه ست
هدایت شده از یکentpمتغیر
بعد بچها یه معتاد اونجا بود ما فکر کردیم واسه بارون آوردنش داخل ولی دیدیم اومده واسمون صحبت کنه🗣🗣🗣🗣🗣🗣