هدایت شده از موسسهکارآگاهیبلانت
نوامبر ۱۹۷۲
*استخراج شده از دفتر شهید چمران
ای درد اگر تو نمایندهی خدایی که برای آزمایش من قدم به زمین گذاشتهای تو را میپرستم، تو را در آغوش میکشم و هیچگاه شکوه نمیکنم.
بگذار بند بندم از هم بگسلد، هستیام در آتش درد بسوزد و خاکسترم به باد سپرده شود؛ باز هم صبر میکنم و خدای بزرگ را عاشقانه میپرستم.
ایخدا، این آزمایشهای دردناکی که فرا راه من قرار دادهای؛ این شکنجههای کشنده را که بر من روا داشتهای، همه را میپذیرم.
خدایا، با غم و درد انس گرفتهام. آتش بر من سلامت شده و شکست و ناملایمات، عادی گشتهاست.
خطر و مرگ، دوستان صادق من شدهاند. از ملاقاتشان لذت میبرم و مصاحبتشان را آرزو میکنم.
خدایا، کودک که بودم از بلندی آسمان و ستارگان درخشندهاش لذت میبردم، اما امروز از آسمان لذت میبرم زیرا بدون آن خفه میشوم؛ زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحیم نکاهد دیگر خفه میشوم.
محسن چاووشیMohsen Chavoshi And Sina Sarlak - Ey Darigha (320).mp3
زمان:
حجم:
10.9M
ای دریغا...
ای دریغا...
از جوانی، از جوانی...
سوخت و دود هوا شد، پیش رویم زندگانی...
هدایت شده از نامحرمات🇮🇷🇱🇧
توی دفتر کارش به شهادت رسید
اینقدر گفته بودن زیر زمینه
خودی ها هم باور کرده بودن
یاد این جمله افتادم که علی در سجده نماز شهید شد
گفتن مگر علی نماز می خواند؟
هدایت شده از شعور .
مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند
مرغان نظرباز سبکسیر فروغی
از دامگه خاک بر افلاک پریدند
- فروغی بسطامی