عشقی که واقعی باشه خوشحالی معشوق رو میخواد، خوشبختی اون رو
حتی به این قیمت که خودت پس زده بشی و دور انداخته بشی
اینکه معشوقت رو برای خودت بخوای طبیعه
ولی وقتی میبینی معشوق تو با تو ناراحت با بقیه راحت پس اگه واقعا دوستش داشته باشی میگی داداش گور خودم و بابام تو برو پیش اونایی که میتونن خوشحالت کنن
اشتباه.
اینکه معشوقت رو برای خودت بخوای طبیعه ولی وقتی میبینی معشوق تو با تو ناراحت با بقیه راحت پس اگه واقع
حتی خودت مسیری میشی برای کنار زده شدنت
چرا شبیه پیرمردای هفتاد ساله ای که توی 20 سالگی به دختر خان روستا نرسیدن حرف میزنم؟