بابا اومد تو اتاق گفت حواسم بهت هستا، خیلی داری گوشی دست میگیری. گفتم از کجا؟ گفت پشت سرم چشم دارم. گفتم یعنی یکی بزنه پس کله ات کور میشی؟ گفت حرف نزن. و رفت.
هدایت شده از کارخونه ی متروکه ☫
ببین جواد من واقعا شرمنده م که نرفتم سیزن ونگوگ رو چیز کنم، یعنی منظورم اینه که برم کوئستاش و انجام بدم و عکس بزارم اینجا و تو مجبور شدی از یه جای دیگه فور بزنی