هدایت شده از سمفونی دلقک ها.
آدم به تنهایی عادت میکنه، یا بهتره بگم تنهایی دوره اش میکنه بدون اینکه بفهمه، یه روز به خودت میای میبینی آدمشم هستا ولی تو نیستی، تو ترجیح میدی بمونی تو همون غار دربسته خودت و گذران عمر ببینی، و خب وقتی به این مرحله میرسی هیچکاری نمیتونی بکنی، فقط باید روزی سه وعده خاک بریزی تو سرت.
یا من قبلا بامزه تر بودم و خوش صحبت تر و یا مخاطب های من جدیدا بی معرفت شدن☹️
.
من قبلا بامزه تر نبودم همینجوری بودم مخاطبام سطحشون پایین تر بود (دلشون برام میسوخت بیتشر فکر میکردن عقب مونده ام) بخاطر همین توهم بامزه بودن برداشتم.
شایدم مخاطبات بی معرفت شدن نمیدونم. بستگی داره.