هدایت شده از سمفونی دلقک ها.
آدم به تنهایی عادت میکنه، یا بهتره بگم تنهایی دوره اش میکنه بدون اینکه بفهمه، یه روز به خودت میای میبینی آدمشم هستا ولی تو نیستی، تو ترجیح میدی بمونی تو همون غار دربسته خودت و گذران عمر ببینی، و خب وقتی به این مرحله میرسی هیچکاری نمیتونی بکنی، فقط باید روزی سه وعده خاک بریزی تو سرت.
اشتباه.
بچها خواستم بگم فامیل پدری واقعا و جداً شرمنده کردن، دارن برام تولد میگیرن. آخرین نفری که یادم میاد
شوهرعمهام بهم گفت تولدت مبارک. گفتم ممنون. گفت ایشالا صد و بیست سال عمر کنی. دانیال گفت صد و بیست سال خیلیه. ریحانه خندید. دانیال گفت پنجاهم خوبه. من گفتم به بیستم راضیم. شوهرعمه گفت من که میخوام صد و بیست سال عمر کنم...
اشتباه.
شوهرعمهام بهم گفت تولدت مبارک. گفتم ممنون. گفت ایشالا صد و بیست سال عمر کنی. دانیال گفت صد و بیست س
دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟
خداوندا! دعای دوستان را بیاثر گردان