eitaa logo
اشتباه.
403 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
945 ویدیو
6 فایل
[ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_o2dsbx8&btn=اشتباهات ] فاجعه‌هایی که درون مغزم رخ میده ومن توهمی فکرمیکنم واقعین درصورتی که اصلا وجود ندارن، واینجا بخش کوچیکی ازاون فاجعه‌هاست. + محافظ: @The_second_mistake اگه کارواجبی بود: @StupidLiar
مشاهده در ایتا
دانلود
یکم باید کار کنم رو صحبت کردنم
اشتباه.
نمیدونم اون روز چرا انقدر یناتبناسیتمس داشتم🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣
منظورم ذوق بود.
اشتباه.
به ریشت بخندیم🗣🗣🗣
اشتباه.
یوعاااعاعاعاععااا
اشتباه.
نگاتکنیمبچهجون🗣🗣🗣🗣
هدایت شده از او|he
برسد به دستِ: اشتباه(عکسه ai عه، ولی خیلی نازه، منو یاد تو انداخت) اشتباه از من بود، نفهمیدم آن اول، نفهمیدم برق چشمان تو زمین گیر است. نفهمیدم حضور ساده‌ی تو ابدا برای من ساده نیست. اشتباه از من بود، آن روز نباید سر بلند میکردم که در جواب یک نگه ساده‌ی من، چشمان تو، مرا همیشگی در بند خود بکنند. نباید سر بلند میکردم که تصویر ساده‌ی حضور تو، در جان من همیشگی جلوه کند. نباید چشمان بی‌سوی خویش را با چشمان تو که برق می‌زد، سیراب میکردم. غفلت کردم. اشتباه از من بود، که برای من بی‌دلیل مهم شدی، برای من بی همتا شدی، برای من می‌درخشیدی. و من گذاشتم که بدرخشی. در تاریکیِ وجودم. آخر میدانی، محتاج یک چشمه‌ی نور از وجود عشق بودم. بی‌خبر از آنکه تو عشق را نیاموخته بودی. تو عشق را نمی‌شناختی. اشتباه از من بود، امید کوچک من، که گفتم دوستت دارم. که گفتم صاحب شور و شوق من تویی؛ اشتباه کردم. فکر کردم اگر بگویم دوستت دارم تو طراوت گمشده‌ی خویش را خواهی یافت، تو دوباره شاد خواهی شد. تو چرا پژمردی؟ پس چرا پژمردی؟ امید کوچک من؟ تو از من دل را ربودی، من از تو برق چشمانت را، حال هر دو گنه‌کار بودیم؟ اما آخر به من بگو چرا؟ چرا فکر کردم اگر بگویم برق چشمان من از آنِ توست، تو خوشیِ خویش را باز خواهی یافت؟ پس چرا پژمردی..؟ ‌
گریه میکنم همتون ببنید
اشتباه.
بچها شاید باورتون نشه ولی من همجا همین لباسو با همین روسری میپوشم
همه جا وقتی میگم یعنی همه جا
همیشه
من با این مراسم ختم رفتم مولودی رفتم راهپیمایی رفتم عیددیدنی رفتم همیشه تو مهمونی میپوشمش میخوام برم پیش دوستام میپوشم مشهد و یزد و ارومیه هم باهاش رفتم خونه دوست ریحانه هم باهاش رفتم خونه فامیلامون همینو میپوشم رایةالهدی باهاش رفتم من حتی با این جشن تولدم رفتم نئون و سحر و غریبه و ثنا و مشکی و الهه و معصومه هم منو با این دیدن من از خونه 65 گرفته تاااا خونه محمدحسینی با این رفتم