eitaa logo
اشتباه.
289 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
442 ویدیو
4 فایل
کله‌خر/منتظر/نامنظم فاقد محتوا https://abzarek.ir/service-p/msg/3851490
مشاهده در ایتا
دانلود
غم هایی هست که کوه را می‌شکند، اما انسان مومن را نمی‌تواند بشکند.
حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است...
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 خطبه ۱۱ نهج البلاغه امام علی علیه‌السلام: اگر کوه‌ها متزلزل شود تو تکان مخور! دندان‌هایت را به هم بفشار و جمجمه خویش را به خدا عاریت ده! قدم‌هایت را بر زمین میخکوب کن! و نگاهت به آخر لشکر دشمن باشد! چشمت را فرو گیر و مرعوب نفرات و تجهیزات دشمن نشو! و بدان نصرت و پیروزی از سوی خداوند سبحان است! ‌ تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ، تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ، ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ. 🗃 Join Us : @Memeocrocy
فیلم ضد گلوله رو دیدید؟ میخواد شهید شه، ولی نمیشه. هرکاری میکنه نمیشه. منم همونم. دقیقا همون.
هدایت شده از سکوت. 108
یه خواب که دیگه بیدار نشم. چون دیگه دلم نمیخواد باشم.
برادر راست می‌گفت.
اشتباه.
برادر راست می‌گفت.
اونوقت بنده مسخره بازی درمیاوردم.
_
اشتباه.
هر بچه‌ای را توی خاک و خل می‌دید دارد گریه می‌کند -دلیلش مهم نبود- می‌آمد از ماشین پایین، می‌رفت طرف بچه و بلندش می‌کرد، بغلش می‌کرد و سر صورت و اشک‌هایش را پاک می‌کرد. کاهی حتی حرفی هم نمی‌زد. اشک آن‌ها را که می‌دید اشک خودش هم در می‌آمد. اوایل فکر می‌کردم بچه‌ها را می‌شناسد. گفت "نه. نمی‌شناسمش. همین‌که می‌دانم شیعه است کافی‌ست. چون می‌دانم هزار و سیصد و چند سال است که ظلم را به دوش می‌کشد." به بچه‌های شیعه -به خصوص اگر می‌دانست یتیم‌اند- عشق می‌ورزید. یک بار باهم رفتیم جایی که این بچها را نگه‌داری می‌کردند. اگر درست یادم بیاید آنجا منطقه اسفر بود. در حومه بیروت. تا وارد شدیم و بچه‌ها صدای پایش را شنيدند، همه‌شان از کلاس ها دویدند بیرون و ریختند سر دکتر. نشستد روی گردنش، سوارش شدند. متحیر بودم که چطور می‌تواند با آن شخصیت علمی و رزمی، به عنوان دکترای فیزیک و رئیس مؤسسه جبل‌عامل و مربی آموزش نظامی، می‌تواند این‌طور به این بچه‌ها عشق بورزد. با آنها بازی می‌کرد، کشتی می‌گرفت. خودش را می‌زد زمین و می‌گفت: "می‌بینی چه زوری دارند؟" یک‌بار به زبان آوردم که "چرا باید این‌جا وقتمان را تلف کنیم؟" گفت: "تمام کار من و زنگی من این بچه‌ها هستند. سعی کن تا با منی این را فراموش نکنی." کتاب مرگ از من فرار می‌کند - شهید دکتر مصطفی