هدایت شده از کارخونه ی متروکه ☫
مدرسه رفتن اصلا در شأنم نیست. نیاز دارم مثل ابوریحان بیرونی در بستر مرگ باشم و نازنین بیاد بالا سرم جواب آخرین سوالم و بده.
اشتباه.
لتیعخسخعسعسخفستع
با تک تک کلماتش آنچنان دارم لبخند میزنم که اگه همین الان بهم بگم جانی مسلمون شده و میخواد با تو ازدواج کنه انقدر ذوق نمیکنم