برای آبی قرمز
میخواهم از همه رها شوم و فقط به سوی تو بیایم. میخواهم فقط با تو باشم. نمیخواهم با چشمانم چیز دیگری جز تو را ببینم. نمیخواهم جز تو را بشنوم. نمیخواهم با چشمانم جز تو بگویم. میخواهم تمام من تو باشی تو. میخواهم به تو نزدیک باشم. میخواهم تو همه و تنها کسم باشی. من فقط تو را میخواهم.
برای معصومه
آه خدای من! من چقدر احمقانه رفتار میکنم. کارهایی را انجام میدهم که یک انسان عاقل و سالم انجام نمیدهد.
و وای بر من. حالا که هیچچیزی برای بازگو (نکردن) کردن ندارم، باز مینویسم. من فقط میخواهم بگویم. میخواهم بگویم و بگویم و بگویم. و دیواری از (عدم وجود) شما (در اینجا) کوتاه تر پیدا نکردم. نمیدانم. من واقعا نمیدانم هدفم از این نوشته ها چیست.