هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فکر میکنید بهترین سخنرانی شغلی وجود نداره؟
ایشون فردریک بکمن نویسنده کتاب "مردی به نام اوه" هستن. ببینید و لذت ببرید :))
》رضــــائیل《
@farsitweets
هدایت شده از Waisting
درود زیباچهره های من؛
این پیام رو فوروارد کنید و تگ خودتون رو اینجا قرار بدین، تا من بگم:
"اگر قرار بود توسط یک نقاش کشیده بشید، با چه رنگی شما را به تصویر میکشید."
همچنین "نقاش موقع کشیدنتون به چه آهنگی گوش میداد"
و بگم که " چه اندیشهای در دلش جوانه میزد، که شما را چنین به تصویر کشید"
Limit? 245
هدایت شده از June 9
او را که از دست دادم، دنیا در ذهنم در حال فروپاشی و دگرگونی عظیمی بود؛ انگار دیوار های حائل بین روح و مغزم در حال خراب شدن بودند و خاطرات خاک خورده و فراموش شده به جا مانده از او در کنج های ذهنم، یکی پس از دیگری آشکار می شدند.
تاریکی شفافی، فضای ذهنم را فرا گرفته بود و در عین حال واضح تر از قبل میدیدم گویی تا قبل از آن فضای ذهنم چون صبحِ پاییزیِ مه گرفته بود ولی حالا با آنکه شب شده بود اما مهتابی بود، نه مهی و نه غباری؛ گویی تا آن روز دنیا را در توهمات پوچ خود زندگی میکردم یا شاید بهتر است اینگونه بگویم، زندگی را فقط در وهم این دنیای فانی میدیدم، دنیایی که آنقدر بی رحم بود که وقتی دنیای من از هم می پاشید، خورشیدش از طلوع و غروب باز نمی ایستاد، درختانش به شکوفه دادن ادامه میدادند، بادش همچنان می وزید و انسان هایش به زندگی های تهی از بصیرت خود ادامه میدادند.
آن روز فهمیدم کسی که دنیا را مهم می پندارد هنوز کسی را از دست نداده است، آن روز فهمیدم زندگی در مادیات این دنیا هیچوقت جریان نداشته. زندگی برای من مفهوم تازه ای گرفته بود و من آن مفهوم را تا پایان عمرم در بین همان آوار های خاطرات و جمله ی دوستت دارم یافتم.
_زینک
هدایت شده از سمفونی دلقک ها.
«گریه نمیکنم من، دلم شکسته اما، چیزی نگفته ام من به مامان و به بابا.»