شما ها از سیگار کشیدن لذت می برین ، من سیگار می کشم که بمیرم .
در جست جوی آلاسکا/جان گرین
به كسانى كه به همه چيز شک دارند
و نمیتوانند به كسى اعتماد كنند
احترام بگذاريد؛
احساس آنها يكبار عميقا مرده است.
تو زندگی مرا نجات دادی ، چرا من نتوانستم زندگی تو را نجات دهم ؟
جایی که عاشق بودیم/جنیفر نیون
شاید اندکی بعد در گذر جادهها
بیتفاوت از کنار هم بگذریم
و بگوییم آن غریبه
چقدر شبیه خاطراتم بود.
ادم ها هم مثل شهرند، نمی شود به خاطر چند بخش کمتر جذابشان به کل انها را کنار گذاشت . شاید جاهایی دارند که ادم خیلی ازشان خوشش نمی آید، مثلا حومه شهر و کوچه های فرعی تاریک و خطرناک ، اما بخش های خوبی هم دارند که حضور در انها را ارزشمند می کند .
کتابخانه نیمه شب/ مت هیگ