"آدما تغییر میکنن و این کاملا اوکیه. ما نمیتونیم آدم ها رو مجبور به تغییر نکردن بکنیم وقتی طبیعت انسان تغییره؛ درک میکنم که دلت برای خاطرات تنگ بشه ولی آدما عوض میشن، لیلیث."
-اون یدونه آدم، امروز.
𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
اگر بخوام از این روزا بگم— بدون هرگونه خالی بندی و اغراق، میتونم بگم کم کم دارم متوجه معنای زندگی میشم.
اینکه چقدر زندگی ها میتونه متفاوت باشه و چقدر این میتونه دنیای ما رو گسترده کنه. به این فکر میکنم که یکی فوت کرده، یکی آزمون داره، یکی طلاق گرفته، یکی اسباب بازی جدیدش رو امتحان کرده، یکی امروز کسب و کار جدیدش رو آغاز کرده، یکی شب قراره شیفت کاری وایسه و و و و و .... و چقدر این انسانیه که ما احساسات مختلف تجربه میکنیم. اگر گاهی وقتا دوست داریم به ترک دیوار بخندیم، گاهی وقتا هم دوست داریم به غروب، آسمون شب نگاه کنیم و گریه کنیم چقدر انسانیه. قراره توی این دنیا چی یاد بگیریم؟ باید زندگی کنیم تا این رو بفهمیم، نه؟ باید خوش بگذرونی، یاد بگیری، سختی بکشی، درک کنی، حس کنی، الگو های طبیعت رو لمس کنی.
این معنای زندگی ماست.