،، تو اسیب ندیدی فندقک؛ فقط نیاز به نوشیدن یه چای هنگام طلوع داری. میدونم چی بهت گفتن، تلخ بود اما نظرت چیه یکم از انرژی ذخیرهای قلبت استفاده کنی که اکلیل میده بیرون؟ مطمئنم حالت خوب میشه.:>
"درست زمانی که آهو فکر میکنه سرنوشتش با روباه رقم میخوره، روباه یک بار دیگه دروغ میگه و آهو از اون متنفر میشه. پس آهو از روباه فرار میکنه: و این بار گرگ داستان ماست که مسئولیت و خطر های آهو رو به دوش میخره."