𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
"You know," his voice darkened, "I wasn't playing fair."
یعنی:
– بخش اول دیالوگ :
“You know,”
– وسطش یه توصیف/مکث :
his voice darkened
(یعنی لحنش تیرهتر شد)
– بعد ادامهی دیالوگ :
“I wasn’t playing fair.”
این وسط اون توصیف مثل نفس گرفتن یا کلفت تر شدن صدا عمل میکنه🤏🏻
ولی شما همینو بنویسی توی فارسی، بعد از دو سه بار تکرار کردن کلیشه ای میشه. چون هر زبان، ساختار نویسندگی خودش رو داره.
1. چرا تو انگلیسی راحت جواب میده؟
توی انگلیسی این ساختار جا افتاده است؛ خواننده میدونه وقتی نویسنده اینجوری مینویسه، یعنی شخصیت هنوز داره همون جمله رو میگه ولی وسطش یه حرکت یا تغییری در لحن اتفاق افتاده. بهش میگن: interrupting beat.
زبان انگلیسی چون مبتنی بر «جمله کوتاه، فعل در اول، صفت در آخر» هست، وقتی وسط دیالوگ یه عبارت توضیحی میاد، ریتم جمله خیلی نمیشکنه. پس طبیعی حس میشه:)
2.ولی توی فارسی چالش داره(💆🏻♀)
فارسی جملهسازی بلندتر و نرمتره، فعل معمولاً آخر جمله میاد، و اگر وسط دیالوگ یه توصیف بندازی، بیشتر شبیه قطع کردن کامل حرف میشه نه مکث. مثلاً ترجمهی تحتاللفظی این جمله میشه:
«میدونی،» صدایش تیره شد، «من منصفانه بازی نمیکردم.» یا حتی:
«میدونی…» صدایش تیره شد. «من منصفانه بازی نمیکردم.»
توی فارسی اون «صدایش تیره شد» بیشتر حس “گفت و مکث کرد” میده تا “در همان حال لحنش تغییر کرد”. برای همین گاهی نویسندههای فارسی برای نرم کردنش اینجوری میگن«
«میدونی…» صدایش تیرهتر بود. «من منصفانه بازی نمیکردم.»
یا:
«میدونی…» با لحنی تیره ادامه داد: «من منصفانه بازی نمیکردم.»
یعنی توصیف رو یا قبل از ادامهی دیالوگ میآرن، یا با ادامه داد/گفت میچسبونن تا خواننده حس کنه هنوز توی همون جمله اس.
پس تویی که داری رمان اینگلیسی مینویسی، باید رمان های اینگلیسی بخونی تا روند دستت بیاد. تویی که داری فارسی مینویسی، باید رمان های فارسی بخونی تا روند دستت بیاد :)
مترجم های رمان و ناول، برای واقعی نیاز دارن که نحوه جمله بندی هردو زبان رو بلد باشن.