میدونی ،
من میخواستم ازم بپرسی چی شده ..
منتظر این بودم که تو یه تعارف کوچیک
بزنی تا همه چی این چند سالو ،
هرچی که کشیدم و دیدم و شنیدم رو ،
هرچی که شاید اذیتم کرده رو بهت بگم .
ولی تو هردفعه به جاش ، شروع کردی
راهکار دادن !!
ولی من حس میکنم تا ندونی طرف چشه ،
نمیتونی راهکاری بدی .
ما باهم خیلی خیلی متفاوتیم(((":
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
...🍁ــــــــــــ
پاییز امسال عجیب بود !!
۶ ماه منتظرش بودم و وقتی رسید دلم
میخواست تموم بشه و وقتی هم تموم
شد ، انگار که مثل باد گذشته ! این دوسه
ماه اخیر شاید طاقتفرسا برای تغییرات
دوران نوجوونی بود اما باعث رشدم بود.
تو این پاییز یاد گرفتم چطور اهمیت ندم،
چطور خوش بگذرونم، چطور حواسم به
خودم باشه و . . . ! اما این پاییز یه تفاوت
بزرگ با پاییز های دیگه داشت . حجم
استرس و اضطرابش از پاییز های دیگه
بالا تر بود. درگیری های ذهنی بیشتری
داشت . اینکه چطور مشکلاتم رو توی
روابطم حل کنم ، چطور برنامه بریزم ،
چطور خوش بگذرونم،چطور ناراحت نشم ،
چطور به دوستام کمک کنم توی زندگی و
از همه مهم تر ، قراره آینده چیکار کنم ؟!
خیلیهاشون تیک خوردن و خیلی ها هم
درحال انجام شدن و تیک خوردنن و خیلی
هاشونم هنوز ته ذهنم نشستن و تو نوبتن !
هنوز به جواب آخر نرسیدم اما حداقل
اینو مطمئنم که به دنیا اومدم که خاص
باشم و کارای منحصر به فرد انجام بدم !
نه اینکه دنباله کارای تکراری انسان ها رو
بگیرم و مثل ربات فقط کار کنم و پول
دربیارم و بعدم خرج کنم ...
و در اخر ...
ممنونم ازت پاییز قشنگ که به عنوان
حسنِختام هم بارون واسمون اوردی و
هم برف ((((( : ✨
به قول حسن معجونی ؛
کتاب خریدن و چیدنش توی قفسه کلا
یه حال دیگه ای میده "💆🏻♀ !