هدایت شده از 𝚆𝚑𝚒𝚝𝚎 𝚖𝚘𝚘𝚗²
تلخ ترین قسمت این بود که ، من و تو در سرنوشتِ هم قرار نداشتم
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
و اما شاید تو هیچ گاه ندیدی که چه پیش می آمد..تو هیچ گاه نگاه ها ، نجواها ، گریستن ها ، آشوب ها... و گردابی که مرا در بر گرفته بود و به راحتی به اعماق خود میکشاند..را ندیدی..
ندیدی دستی را که از وسط گرداب ، بیرون آمده بود و از تو کمک می طلبید..
اما ، "شاید" هم نه!.
تو نمیدیدی..هیچکدام را..قرار هم نبود که ببینی.!
من هم قرار نبود در گرداب غرق شوم و تا اعماق آن فرو روم..
هیچ چیز از پیش تعیین نشده بود..زیبایی اش هم همین بود ، اما..
آری..فرو رفتم و در گرداب عشق گم شدم..
و تو هم ندیدی و نمیبینی و نخواهی دید..
من نیز اینجا هستم و برای کمک تقلا میکنم..
به امید روزی که رویت را به این سو برگردانی و..
#خود_نوشته
هدایت شده از کتابخونهیِ اِلیونو⊹
Change —فور کنید تو چنلاتون و بگید: آخرین بار .
◞⭑آخرین باری که کسی بهت هدیه داد؟ یادم نمیاد•-•
◞⭑آخرین باری که موهاتو کوتاه کردی؟ تابستون بود فکر کنم
◞⭑آخرین باری که رفتی بیمارستان؟ تابستون
◞⭑آخرین باری که فیلم دیدی؟ چند شب پیش
◞⭑آخرین باری که غذا درست کردی؟ فکر کنم پریشب
◞⭑آخرین باری که غیبت کردی؟ همیشه درحال غیبت کردنم
◞⭑آخرین باری که کابوس دیدی؟ یه هفته پیشششش
◞⭑آخرین باری که کسی رو بوسیدی؟ هیچوقت(کیس منظورشه؟)
◞⭑آخرین باری که سر کسی دادی زدی؟
بنده همیشه درحال داد زدنم•-•