جوونی یواشکیهایی داره .
بعضیها جوان که بودند
یواشکی یه کارهایی میکردند ؛
یواشکی ساکشون و جمع میکردن
یواشکی شناسنامه هاشونو
دست کاری میکردند
یواشکی میرفتند جبهه
یواشکی میرفتند خط و شب
میرفتند عملیات
یواشکی نمازشب میخوندند .
یواشکی گریه میکردند
یواشکی نامه و وصیتنامه
مینوشتند ، آخرشم یواشکی
تیر میخوردندو شهید میشدند .
میگه که؛
عشق اونیه که کنارش ،
هم این دنیا رو داشته باشی هم اون دنیارو ..")
تمنا از علی هم صحبتی با اوست خود ورنه ،
شفاعت میکند پیش از علی ، امالبنین ما را ..
758K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خلاصه ای از زندگی یک نظامی:🗿
تا صُبح حَق😐😂
کِیف داره نفس بکشی و ترازوی ِاعمالِ
نیکت سنگین و سنگینتر شه .
خدا دیگه با چهزبونی بگه
ما رو دوست داره ؟