.
صبح قشنگمون به مراسم شیرخوارگان حسینی گذشت😌👶🏻
که من جوجوی خودم رو هم بردم🥺💖
پ. ن: گفته باشم که...
من نزدیک شیش صبح خوابم برد
و برای این حجم از برنامه مجبور شدم
از خواب نازم بگذرم و ساعت هشت صبح پاشم و بازم و به زندگی به
سوی موفقیت ادامه بدم ☺️💪🏻😴
یه جوری گفتم الان میگید :
«جنگجو فاطمه؛خواب را شکست داد»🤠😂
.
.
وقتی رفتم خونه یادم افتاد که نهار نداریم😫
سریع پاشدم چادرم رو سر کردمو راه افتادم
به سمت مغازه ی سرکوچه😂🌭
و اینم ماجرای سوسیس که بخاطر
خریدش داشتم میمردم😗💔
ولی مگه میشه تو اون گرما بتونی بدون چیز خنک از مغازه بیای بیرون؟! هاااا؟!
به همین دلیل یخمک خریداری شد😁👌🏼
و چون خواهر مهربونیم تو عکس سه تا میبینید😌👥🫀
.
تنها چیزی که میتونه تو این گرمای تهران
حالمو خوب کنه ایشون و بستنی جون هستن🍦💁🏻♀
.
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و معجزه ای به نام:
«میوه ی تابستان»😋🍒
.
و بعله بعد از دو یا سه ساعت استراحت
مهسا خانوم فراخوان دادن که عاقا بریم مسجد+ برنامه ریزی تابستون😂🍉
یعنی یه عالمه دفترو مدادو برچسب
بردم برای ریختن برنامه یه تابستون
هدفمند🥲✌️🏻🧠
.