اتاق زیرشیروونی
برا شما هم همینجوره؟ وقتی نوشته های قبلیتون(خیلی قبل تر، چیزی حدود ۲ الی ۳ سال پیش) رو میخونید حس م
من اون تایم در دفترهای خویش فقط ناسزاگویی میکردم. انصافاً هم آره، قوی بودن😔
اتاق زیرشیروونی
نه خیرم پروانهی گیره کاغذی همدم شب های تاره، تکرار کنید
دلم میخواد دچار غرور و خودپسندی بشم الان، ولی کلاً دوتا گیرهست، آخ
اتاق زیرشیروونی
من و کاظم: به تابستون بعدی فکر میکنم و این تابستونو با بغض کفتر میگذرونم
کاش کودکی در مدرسهای در بلاد کفر بودم که کنکور برایم معنایی نداشت