خار در پیراهن فرزانه میریزیم ما
گل به دامن بر سر دیوانه میریزیم ما
قطره گوهر میشود در دامن بحر کرم
آبروی خویش در میخانه میریزیم ما
در خطرگاه جهان فکر اقامت میکنیم
در گذار سیل، رنگ خانه میریزیم ما
در دل ما شکوهٔ خونین نمیگردد گره
هر چه در شیشه است، در پیمانه میریزیم ما
انتظار قتل، نامردی است در آیین عشق
خون خود چون کوهکن مردانه میریزیم ما
هر چه نتوانیم با خود برد ازین عبرتسرا
هست تا فرصت، برون از خانه میریزیم ما
در حریم زلف اگر نگشاید از ما هیچ کار
آبی از مژگان به دست شانه میریزیم ما
صائب تبریزی
خیلی عجیبه که آیفون۱۸ فردای عرضه، بهراحتی تو ایران گیر میاد ولی دارو تو محاصرهست!
*مَدیونْ لِلحُسَینْ*
@farsitweets
هدایت شده از کاستِرا
برنز: طلای نم کشیده، نقره ی زرد رنگ، مدالِ زورکی، جایزه ی نیمچه قهرمانان، آرزوی پهلوانانِ متوسط، ذخیره ی وزنه بردارانِ بد شانس، فلزِ فقیر، دلخوشکنکِ بدبیاران
#واژه_نامه_ی_ابدی
_احمد عزیزی
خیلی خفهست، سنگینه، بعدش نامشخصه، بعدش قابل پیشبینیه، هواش تاریکه، نمیدونم