اتاق زیرشیروونی
به شخصه عاشق اینجور چالشها و سوالاتم، و شما قابلیت اینو دارید که تا صبح ازم چنین سوالات کوچولویی رو
روز اول
می پیج؟😭 یعنی چی، صفحهی من؟ چه صفحهای چه کشکی؟ اتاق زیرشیروونی که الاماشاالله مثل اتاق خودم شلوغه. صفحهی دفتر نقاشی خیلی وقته خالی مونده، جزوهها پر از مطالبیه که ازشون سر در نمیآرم، کتابای خوشگلم خیلی وقته باز نشدن و هم دلم واسشون تنگ شده و نمیتونم بخونمشون نمیدونم چرا.
صفحهی دفتر زندگی؟ بازه خدارو شکر، قلم تند و تند ثبت میکنه و میره جلو. تهش مشخص نیست، تعداد برگهها مشخص نیست، حتی جملهی بعدی هم مشخص نیست. یه روزایی چرک نویسه با مداد نوک شکسته، یه روزایی طراحیه با آتیش و دود و یه روزایی گوشهی دفتر نقاشی میکشه با خودکار اکلیلی.
هرروز داریم مینالیم از مشکلات و مسائلی که شاید واسه یکی دیگه پیش پا افتاده ترین و دور از ذهن تریناشون باشه. میگن ناشکریم؟ میگم شاید ظرفیتمون همین قدره، حداقل فعلا و با درنظر گرفتن اقتضای شرایط و سنمون.
اوسا کریم که روزی رسونه و ما هم که سر سفرهی هزار رنگش، به قول مامان فیض ببریم که خیلیا همینم ندارن.
#خزعبلات