eitaa logo
اتاق زیرشیروونی
33 دنبال‌کننده
172 عکس
27 ویدیو
0 فایل
موسیقی سکوت صدایی شنیدنی‌ست. / بگذار گفت‌وگو به زبان هنر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
داشتیم سرکلاس فیزیک درمورد این که چی می‌شد اگه به جای سیب یه چیز دیگه میفتاد رو سر نیوتون بحث می‌کردیم. معلممون پیشنهاد نارگیل داد، منم کشیدم واسش فرستاد-
هدایت شده از ریح
عاشق امتحان کردن چیزای جدیدم. تجربه های جدید. دوست شدن با آدم های جدید. کتاب ها‌ و سریال های جدید. طعم های جدید... همیشه وقتی بیرون می‌ریم یا قراره چیزی بخوریم اونی که عجیب ترین جدیدترین آیتم منو رو می‌گیره منم. اونی که بستنی جدید و جالب رو می‌گیره منم. اونی که مدام دنبال رسپی می‌گرده تا یچیز جدید پیدا کنه منم. و همیشه از بین این چیزای جدید کلی مورد‌علاقه پیدا می‌کنم که بقیه ندارن. چون به خودشون اجازه‌ی امتحان کردن نمی‌دن. تجربه نمی‌کنن. امشب وقتی با مامان تو فروشگاه بودیم یچیزی برداشتم که نمی‌دونستم چیه. مامان گفتن اگر بدمزه بود چی؟ اینهمه هزینه کردی. بهشون گفتم تجربه کردن هزینه داره. و واقعا عاشق تجربه کردنم. احساس می‌کنم جسارتی رو بهم می‌ده که شاید اگر این مدلی نبودم نداشتم.
روز سوم هدفت از ژورنال بازی چیه دقیقا؟ معمولاً اینجوری نیست که هرروز بشینم و هزار خط بنویسم، ولی هربار که یه چیزی تو دفترم ثبت می‌کنم بعدش حس خوبی بهم می‌ده. هم اینکه آخ جون یه صفحه‌‌ی دیگه هم پر شد، و هم اینکه شاید یه گره دیگه از افکارم رو تونستم باز کنم. می‌گن هنر هیچوقت از شادی نمیاد، فکر کنم اولین تجربه متن طولانی نوشتن من هم برمی‌گرده به وقتی که به یه مشکلی خورده بودم و نمی‌شد با کسی درموردش حرف زد. سو؟ یه وقتی انقدر نوشتم که هم دستم نابود شد و هم خودکار تموم. درکل به نظرم کار جالبیه، مخصوصاً واسه کسی مثل من که نمی‌تونم حضوری و کلامی درمورد چیزای تو سرم خیلی طولانی و عمیق حرف بزنم. و اگه گاهی هم کنار متون نقاشی بکشم یا استیکر بزنم خیلی بیشتر بهم می‌چسبه. دیگه به هرحال اومدیم که اثری بجا بذاریم از خودمون، یه کلمه هم یه کلمه‌ست. نشون می‌ده بودیم و زیستیم و بعضاً توسط روزگار و آدماش به فنا رفتیم. حق تعالی رو شکر؛ هنوز هستیم که بنویسیم.
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ₐₙd wₕₑₙ yₒᵤᵣ fₐₙₜₐₛᵢₑₛ bₑcₒₘₑ yₒᵤᵣ ₗₑgₐcy ₚᵣₒₘᵢₛₑ ₘₑ ₐ ₚₗₐcₑ ᵢₙ yₒᵤᵣ ₕₒᵤₛₑ ₒf ₘₑₘₒᵣᵢₑₛ.
به نسیمی همه‌ی راه به هم می‌ریزد کی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد سنگ در برکه می‌اندازم و می‌پندارم با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است دل به یک لحظه کوتاه به هم می‌ریزد آه یک روز همین آه تو را می‌گیرد گاه یک کوه به یک کاه به هم می‌ریزد فاضل نظری
روز چهارم یه نامه به خود آینده‌ت «ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده‌ی غیب نیست معلوم که در پرده‌ی اسرار چه کرد» باشد که همانگونه باشی که باید و برآید، نه آن‌چنان که شاید و ناید. اهل دنیا هرچقدر هم ببرند و بدوزند و بسوزند، نشود که خاکستر ردائت بر جاده‌ی حقیقت روحت بپاشی. نوجوانی‌ست و کم‌عقلی، نوجوانی‌ست و تباهی؛ حالا؟ حالا تکرار مکررات مکروه است و کریه. می‌گویند آینده‌سازی، می‌گویم اول خودسازی کن، آینده پیشکش. آسان نیست، با گذر از هر مرحله دشوارتر می‌شود، قصه‌ی پر رنج و ملالی‌ست و کابوس پر از وحشت و آشفته‌خیالی. بنا نیست با آسودگی طی شود، رسم دنیا این نیست. اما سراسر بدبختی هم نیست، روز های خوشش هم طبق برنامه‌ست. دمی سخت و دمی بخت، ماه و چاه، شب و روز، گل و خار، خار و گل. قصه‌مان بالا و پایین زیاد دارد. ولی مگر نه «سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست»؟ حرف آخر اینکه زندگی برای زیستن است، فقط به زنده ماندن نگذران.
https://eitaa.com/mahak12d/3456 ویغغغغغ من چرا اینو ندیدم
اتاق زیرشیروونی
انسان های مذکر صداشو نشنون☝️🏻 (کورالین کورالین کورالین💘 همیشه می‌دونستم دیدنش در دوران طفولیت بهترین انتخابه)