سد خیلی موضوع جالبیه، مخصوصاً وقتی میشکنه. اولش سنگ و بتن و آهن، صاف و راست. بعد آب پشت آب، قطره قطره، آروم آروم. سد پر میشه، سد نمیشکنه، سد نگه میداره هرچقدر هم که آب فشار بیاره. تق! یه ترک، یه کلمه، یه نگاه. فشار آب چقدره؟ تو بگو «رو جی اچ»، من میگم ده تا؛ همون ده تایی که تو بچگی با انگشتامون نشون میدادیم وقتی میپرسیدن مامان بابارو چقدر دوست داری.
تق، سد شکست. تق، ظرف شکست. تق، آدم چی؟ آدمم شکست؛ من شنیدم که شکست.
آدم یه فیلمایی میبینه تا یه قرن میزنه تو سر خودش. مغز پلشت این چه وقت مرور کردن سکانس مرگ این و اونه
اتاق زیرشیروونی
چهار ساعت دیگه و بالاخره این امتحان آخر است که آغاز میکنیم (خدا رحم کنه)
جای جواباش چرا انقدر گندهست، دارم میترسم