بعد مثلاً میگفت شماها چطور خوش میگذرونید بگید منم بگذرونم، همهی خوشیا رو یادم رفته
دست به دست همچو گل آن بت مست میرود
گر ز پیش نمیروم کار ز دست میرود
من به رهش چو بیدلان رفته ز دست و آن پری
دست به دوش دیگران سر خوش و مست میرود
دل به اراده میدهد جان به کمند زلف او
ماهی خون گرفته خود جانب شست میرود
من به خیال قامتت میروم از جهان برون
شیخ به فکر طوبی از همت پست میرود
بار چو بستم از درت مانع رفتنم مشو
زان که مسافر از وطن بار چو بست میرود
خانهپرست از ریا رفت و به کعبه کرد جا
کعبهٔ ماست هر کجا بادهپرست میرود
گیسوی حور اگر بود دام فسون ز قید آن
مرغ که جست میپرد صید که رست میرود
کلک زبان محتشم در صفت تو ای صنم
هر سخنی که زد رقم دست به دست میرود
محتشم کاشانی
درنهایت هر آدمی مشغلهها و دغدغههای خودشو داره، پس در وهلهی اول نمیشه انتظار داشت در تمامی مواقع سنگ صبورمون باشن و با قدرت دلداری بدن. همچنین فلسفهی دوستی فقط درمورد به اشتراک گذاشتن غم و اندوه نیست، اینجوری خیلی تک بعدیه. و حتی جدای از تمام اینا، انسان را چه حاصل؟ شما از انسان بر وزن نسیان انتظار بینقص بودن دارید آیا؟ هم من هم تو هم بقیه، وقتایی رو داریم که احساس تنهایی کنیم، چون رک بگم، وقتی روحت ناراحته نمیتونی با مرتبهی پایینتر سرحالش بیاری، ذات دنیای مادیات ناکافی بودنه. من میگم ف تو بگو فرحزاد؛ وقتی میخوای پفک بخری تو میوهفروشی دنبالش نگرد
هدایت شده از «منِفیالحال»
توی سوشالمدیا محتوای فاخر جایی نداره. عموم مخاطب جذبِ محتواهای پوچ و زردِ بلاگریهای آبکی میشن. دلیل ویو و ایمپرشن قویِ بلاگرها، حتی با تولید محتوای افتضاح و بیکیفیت چه از لحاظ بصری چه از لحاظ محتوایی همینه. بُرد و درآمد هم با هموناست. متنهای باکیفیت و پُر، ویدیوها و تدوینهای تمیز و حرفهای؛ پادکستها یا ملودی و نواهای باارزش مخاطبهای کمی دارند. متاسفانه انسان دیگه توجه نمیکنه چه محتواییرو به خوردش میدن. همهچیز سطحی و بیعُمق و کدر شده.