کاملاً جدی اینجوری بود که براساس دریچهای که با فسفولیپیدها زاویهی حاده میسازد بلا بلا بلا
در روز بزرگداشت حافظ من از یه نفر درمورد بیکار بودن افرادی که غزل حفظ میکنن شنیدم، شما چه خبر؟
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی
تا نشیند هر کسی اکنون به جای خویشتن
خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت
کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن
تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش
هر نفس با بوی رحمان میوزد باد یمن
شوکت پور پشنگ و تیغ عالمگیر او
در همه شهنامهها شد داستان انجمن
خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر زین
شهسوارا چون به میدان آمدی گویی بزن
جویبار ملک را آب روان شمشیر توست
تو درخت عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن
بعد از این نشکفت اگر با نکهت خلق خوشت
خیزد از صحرای ایذج نافه مشک ختن
گوشه گیران انتظار جلوه خوش میکنند
برشکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن
مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش
ساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن
ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار
تا از آن جام زرافشان جرعهای بخشد به من
حافظ
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
No woman is free until all women are free
هدایت شده از ˖ آهوی ِآقا ˖
- همیشه این عقیده رو داشتم که یه عدهای وقتی ادعا و عقیده خاصی دارن ، در دفاع و عمل به اون ادعا، گزینشی و سلیقهای رفتار میکنن😊؛ یعنی صرفا حرف و اَدا هستن و واقعاً اون چیزی که ادعا میکنن نیستن.
مثلا طرف ادعا میکنه من فمینیستام!!!
ولی اگه قرار باشه از زنی دفاع کنه ، از زنهای بلوند و چشمآبیِ اروپایی دفاع میکنه نه زنانِ مظلومِ غزه و افغانستان.
طرف میگه حامی آزادیم!!! ولی در همین حد بلده که جلو دوربین مو کوتاه کنه و یا توی یسری تجمعات خودشون، جامه از تن بیرون کنه؛ ولی انگار بلد نیست حتی نمادین شال سرش کنه و از حق تحصیل این دختربچههای معصوم دفاع کنه.
ادعا میکنن ما زنها باید پشت همدیگه باشیم، ولی انگار این حرف فقط و فقط برای زنانی که باب سلیقهی اوناست صدق میکنه :)
مثلاً اگه مسلمان باشی یا رنگین پوست شاید در اغلب اوقات هیچوقتِ هیچوقت یکسری مدعیان تندرو و آتشینِ آزادی و فمینیست بودن، طرف تو را نگیرند:))
از روز برای من روشنتره که این «یکسری» صرفاً حرف هستن:)
صرفاً اَدا میان و جوّ گیر ان..
اونا هیچوقت یه حامی واقعی نبودن، هیچوقت.
هدایت شده از خورشیدگردون
صبر برام واژه قشنگی نیست. چون صفحه قبلشو که نگاه میکنی یه سختی وجود داشته که حالا صفحه بعدش صبر رو نوشتن. قبل هر صبری یه سختی هست. نمیخوام این سختی رو