لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاءِ جُدُرٍ ۚ بَأْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ ۚ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ
همه آنان [به صورت متحد و یک پارچه] با شما نمی جنگند مگر در آبادی هایی که دارای حصار و قلعه و دژ هستند، یا از پشت دیوارها، دلاوری آنان میان خودشان شدید است [ولی از رویارویی با شما می ترسند]، آنان را متحد و هم دست می پنداری در حالی که دل هایشان پراکنده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که تعقّل نمی کنند.
حشر/ ۱۴
بچه هامون سرکلاس فیزیک به بعد جدیدی از جهان هستی دست پیدا میکنن (دلقک بازی)
استاد پرسید: «سخنرانی هروه رو گوش کردی؟»
گفتم: «بله!»
-بیست سال قبل توی یه کنفرانس یه سخنرانی داشتم اون روز، بعد از تموم شدن حرفای من، حضار همین قدر با شور و حرارت برای من دست زدن و تشویقم کردن...
-خیلی خوبه.
-اما اون روز من دقیقاً برعکس حرفایی رو که امروز هروه زد ثابت کرده بودم...
- ...
-بیست سال با تئوریام کنفرانس دادم و برام دست زدن. و امروز هروه خلاف اون حرفارو ثابت می کنه و براش همون قدر
دست می زنن.
- ...
-«حضار کارشون دست زدن... این تویی که باید بدونی زندگیت رو داری وقف اثبات چی می کنی.»
خاطرات سفیر