توی این روز ها ، یک دختر زندگی میکرد . همیشه مرموز بود و کسی نمیدونست واقعا کیه : ریو .
ریو وانمود میکرد معمولیه ... درحالی که از ماه به دنیا اومده و قدرتی تو وجودش میخواست مثل یه آتشفشان فوران کنه🔥🤫
از گذشته اش هیچ حرفی نمیزد ، و همینطور از خدایان ...
اما یه شب ، همه چیز تغییر کرد ...
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
ریو برای انجام یه مأموریت خطرناک وارد زیرزمینیترین بخش شهر شد؛
جایی پر از چیز هایی که تا عمرت نشنیدی و ندیدی ... 🙌🏻🤐
همونجا بود که با کسی آشنا شد ،مردی که هیچ چیز ازش معلوم نبود🤏🏻
ولی نگاهش طوری بود روح ریو رو میشکافت...
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
بریم که یکم از داستانو از زبون شخصیت اصلی بشنویم ...🤌🏻👀
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
سالها قبل خدایان این سرزمین رو ساختند و حالا اینجا سرزمین فیهاست موجوداتی که صدای خدایان را میشنون و ازش قدرت میگیرن!
اما اونایی که صدایی نمیشنون، نال هستن! و بخشی از گوشهاشون بریده میشه و سرنوشت وحشتناکی در انتظارشونه!
من تظاهر میکنم نالم… اما صدای کلود، خدای هوا رو میشنوم، خدای دیوانهای که زندگیم رو زیر و رو کرد...😢🔥
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪