eitaa logo
‧₊˚𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐁𝐨𝐨𝐤𝐬 ֺ۪ ‌⊹ 
601 دنبال‌کننده
764 عکس
171 ویدیو
57 فایل
‌ ⊹₊ به نام اهورامزدا ؛ پروردگار سرزمینِ پارس 🌤🌬 ֙⋆ •جایـے بـَرایِ گُم شُـدن ܩیـانِ ڪِتـاب‌ها... 📚 ڪِتـاب | بـوڪ ܩارڪ | ڪِتـاب دَســتِ دُوم
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم خلاصه ای از کتاب دختر مهتاب🌜  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
من روح و قلب و جسمم رو به هکتور دادم و اون اولین عشق زندگیم بود. ولی اون یه شب توی تخت بهم گفت که بهتره همه چیز تموم بشه و منم همون جا با خنجری که پدرم بهم هدیه داده بود کشتمش !! 🔪 خنجر رو وسط قلبش فرو کردم و اون اخرین کلمه ایی که گفت اسم من بود “الساندرا”  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
بعد از اون بدم نمیومد مورد توجه مردها باشم. 🥂 و با پسرهای زیادی دوست میشدم امااا همیشه من کسی بودم که رابطه رو تموم میکرد. دقیقا همون روزی که بهم پیشنهاد ازدواج میدادن من ترکشون میکردم و البته حلقه ها و کادوهاشون رو برای خودم پس انداز میکردم…  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اما اون روز پدرم که همیشه دنبال پیدا کردن یه شوهر پولدار و خوب برای خواهر بزرگم بود،برای اولین بار بهم گفت که همراهش به قصر برم. اما چرا؟ 🪄 چون شاه خواهر بزرگم رو نپسندیده و من این فرصت رو داشتم تا دیده بشم ! من هر جور شده باید دل شاه رو بدست بیارم برای همین تصمیم گرفتم یکی از حلقه هایی که داشتم‌ رو بفروشم و پارچه بخرم و خودم لباسی که تو ذهنم هست رو بدوزم !  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
میدونم که شاه عاشق رنگ سبزه و همه دخترها سبز میپوشن ولی خب من باید متفاوت باشم. پس یه لباس مشکی میدوزم و شلوار تنگی واسش طراحی میکنم… وقتی با پدرم وارد قصر شدیم همه چشم ها به من بود و من دقیقا همینو میخواستم. اونجا همه دخنر ها تو صف دیده شدن و انتخاب شدن بودن اما من نخواستم تو صف برم و با پدرم مشغول رقص شدم!!  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
این دخترمون از طرف پادشاه دعوت میشه که تو قصر بمونه. اما روحیه شرورش کلی نقشه برای شاه میکشه😭😭  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اینم معرفی کتاب سایه های میان ما🔪  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
تو جلد دوم همه چیز عمیق‌تر، تاریک‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر میشه…  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
داستان تو جلد دوم تازه به اوج قشنگی و جذابیت خودش میرسه🥹 وقتی فکر می‌کنی همه‌چیز تموم شده… تازه آغاز تاریکی درون ما است. تاریکی درون مایک سفر پر از قدرت، خطر و وسوسه!  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
سایه‌های میان ما داستان آلساندراست؛ دختری جاه‌طلب که می‌خواد پادشاه سایه‌ها رو عاشق خودش کنه ..  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
تاریکی درون ما ; داستان کریسانتا، خواهر آلساندراست؛ زنی زیبا و جاه‌طلب که منتظر مرگ شوهر مسنشه تا ثروت و آزادی‌اش رو به دست بیاره..  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اما وقتی مردی مرموز به نام اریکس پیدا می‌شه و ادعای وارث بودن می‌کنه، همه‌چیز به هم می‌ریزه حالا کریسانتا باید میان قدرت، عشق و هویتش یکی رو انتخاب کنه.. • اریکس دموس ؛ مردی مرموز و سرسخت که ادعای وارث بودن داره و میراث کریسانتا رو تهدید می‌کنه. رابطه‌اش با کریسانتا پر از کل‌کل، تنش و جذابیت عاشقانه است  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪