eitaa logo
‧₊˚𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐁𝐨𝐨𝐤𝐬 ֺ۪ ‌⊹ 
609 دنبال‌کننده
762 عکس
171 ویدیو
59 فایل
‌ ⊹₊ به نام اهورامزدا ؛ پروردگار سرزمینِ پارس 🌤🌬 ֙⋆ •جایـے بـَرایِ گُم شُـدن ܩیـانِ ڪِتـاب‌ها... 📚 ڪِتـاب | بـوڪ ܩارڪ | ڪِتـاب دَســتِ دُوم
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از جوالی ها فهمیده بود من گنج مو پنهان کردم و حالا می خواد منو بکشه 😧🔥 تنها کشتی ای که تو لنگر گاهه کشتی همون تاجر جوان یعنی وسته و من مجبورم سوارش بشم . تمام پولم رو به اونها دادم و با وجود مخالفت خدمه ها ، وست من رو سوار کشتی ش کرد و حالا دارم به سمت سینت میرم !  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اینم کتاب فابل  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
سرزمین زیلوران، زیر سلطه‌ی ملکه‌ای مستبد به اسم مدرا بود؛ زنی زیبا اما دارای قلبی سنگی  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
«من، سیرس فین» در بخش نفرین‌شده‌ی سوم متولد شدم، جایی که زندگی هر روزش یعنی مبارزه برای بقا. هر روز تجربه‌ی جدیدی از مرگ بود! درست مثل «من، سیرِس فِین» که وقتی از خواب بیدار می‌‌شدم، می‌دونستم که امروز هم باید برای بقای خودم و بقیه بجنگم! ⚔ بخش 3، همیشه نفرین شده بود؛ مردم بخش‌های دیگه معتقد بودند که ما بیمار هستیم و مرض‌هامون مسری‌اند!  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
برادرم هیدن و دوست خانوادگی‌مون، اِلروی، با کمبود آب و غذا دست و پنجه نرم می‌کردیم و من، برای زنده ماندن، از مخازن بخش دوم آب می‌دزدیدم. اما یک روز هنگام دزدیدن یک قطعه‌ی طلایی از زره نگهبانان، گرفتار شدم.  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اما در لحظه‌ای غیرمنتظره.. صداهایی در سرم نجوا کردند که فرار کنم…  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
دختر این داستان رازی داره که کسی ازش خبر نداره قدرتی هولناک برای کنترل فلزات این توانایی در آخرین لحظه به کمکش میاد و باعث می‌شه از چنگ مرگ فرار کنه  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪