«من، سیرس فین» در بخش نفرینشدهی سوم متولد شدم، جایی که زندگی هر روزش یعنی مبارزه برای بقا.
هر روز تجربهی جدیدی از مرگ بود!
درست مثل «من، سیرِس فِین» که وقتی از خواب بیدار میشدم، میدونستم که امروز هم باید برای بقای خودم و بقیه بجنگم! ⚔
بخش 3، همیشه نفرین شده بود؛
مردم بخشهای دیگه معتقد بودند که ما بیمار هستیم و مرضهامون مسریاند!
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
برادرم هیدن و دوست خانوادگیمون، اِلروی، با کمبود آب و غذا دست و پنجه نرم میکردیم و من، برای زنده ماندن، از مخازن بخش دوم آب میدزدیدم.
اما یک روز هنگام دزدیدن یک قطعهی طلایی از زره نگهبانان، گرفتار شدم.
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
اما در لحظهای غیرمنتظره..
صداهایی در سرم نجوا کردند که فرار کنم…
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
دختر این داستان رازی داره که کسی ازش خبر نداره
قدرتی هولناک برای کنترل فلزات
این توانایی در آخرین لحظه به کمکش میاد و باعث میشه از چنگ مرگ فرار کنه
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
#معرفی_کتاب
#قتل_در_خانواده
لوک رایدر سرمایه دار بزرگ بریتانیایی در جمعه شب، سوم دسامبر ۲۰۰۳ به قتل رسید !
جنازهی غرق در خون این سرمایه دار بزرگ توی حیاط تنیس خونهاش پیدا شده… ضربهای سخت از ناحیهی جمجمه بهش وارد شده!
ضربه به حدی شدید بود که صورت این مرد رو غیرقابل تشخیص کرده !
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
این خبر مثل بمب ترکیده بود… لوک رایدر تو خونهی خودش به قتل رسیده… اما هیچ ردی از قاتل نبود ! تمام درهای خونه از داخل قفل بوده ! پس یعنی قاتل به زور وارد این خونه نشده …
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
تنها کسایی که اون شب تو خونه بودن، ۳ تا بچه بودن!
۳ بچهی کرولاین، همسر لوک… این ۳ بچه از کرولاین و همسر سابقش بودن… ولی الان با کرولاین و لوک زندگی میکردن…
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪
با اینکه لوک اونهارو مثل بچههای خودش دوست داشت و هیچوقت هیچ چیزی براشون کم نذاشته بود، ولی با این حال اون ۳ تا بچه اولین نفراتی بودن که جنازهی غرق در خون لوک رو دیدن… یکی از اون بچهها میگفت توی اتاق طبقهی بالا خواب بوده و ۲ تا بچهی دیگه ادعا میکردن از مهمونی برگشتن و خبر ندارن چه اتفاقی افتاده!
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪