- نیلوفر آبی ؛
روز ششم : - طلوع خورشید - مدرسه نرفتن و حس خوووب - سم مهلک - زیست ، زیست ، زیست ، همش زیست - نمود
روز هفتم :
- همه پرسشا کنکل
- نقاشی <:
- قلب
- زنگ آخر کنکل
- خواب زیااد
خدایا منو خیار کن ی خیار مجبور نیست فردا بره مدرسهه پرسش زیست جواب بدهههتلبلمتیط
- نیلوفر آبی ؛
کاش الان کربلا بودم . .
#میمسین_نوشت
ء . . .
روح ما از جنس خداست و تمام هوای اطراف توهم ذره ذره اش روح خداست ، وقتی مارا در آغوش گرفتی ، روحمان با روح خدا گره خورد و آشتی کرد ، برای همین هنگامی که دوباره سرم را به سوی آن نور طلایی گرداندم ولی این بار برای خداحافظی احساس کردم قلبم را زیر آن گنبد جا گذاشته ام و نمیخواهم روحم را با خودم ببرم . . . شاید برای همین بود تمام مسیر جاده کربلا - بغداد را اشک ریختم و دستی را که ضریحت را لمس کرده بود هزار بار بوسیدم . .
شاید برای همین بود هروقت تمام غم های دنیا روی سرم خراب می شد زیارت عاشورا میخوانم . .