نامه خداحافظی تابستون 1403
این بهترین تابستون عمرم نبود ولی بازم ، هر چیزی که توش اثری از زندگی باشه قشنگه
این تابستون کتاب خوندم ،فیلم دیدم، گریه کردم ، خندیدم ، خدافظی کردم ، دلتنگ شدم ، آدمای عزیز زندگیمو بغل کردم ، با دوستام وقت گذروندم ، به سلامتیم اهمیت دادم ، بازی کردم ، درس خوندم ، استرس گرفتم ، نقاشی کشیدم ، سوشی درست کردم ، دعا کردم ، شاد بودم ، غمگین شدم و.. ممنونم بابت تک تک اینا ، همه شون بخشی از خاطراتم شدن و همین الان هم قدرشون و میدونم چون این زندگی فقط یه باره و اگه عاشقش نباشیم باختیم 🌱-
- نیلوفر آبی -
_
《 نمی گویم که مردم را دوست ندارم ،
حرفم این است که شیفتگی ام به طبیعت بیشتر است 》
« ای دنیا! ای زندگی! ای زمانه!
من پا در آخرین ردپاهای چه کسی میگذارم و صخره را مینوردم؟
من در نقطهای میلرزم که قبلا در آن ایستاده بودم .
پس کی زمانی میرسد که روی خوشتان (دنیا، زمانه و زندگی) را بازگردانید؟
نه، بیشتر از این نمیتوانم هرگز بیشتر از این نمیتوانم.»
پرسی بیش شلی -