یک نفر را دوست دارم،
شعر مۍگویم برایش؛
آمده در زیر شعر من
نوشته عاشقین؟
این همہ از دردهایم گفتهام،
باز مینویسد ..
خوش بھ حالِ دلبر تو آفرین >
تا آمدم یک خط بخوانم درس را هربار...
یاد تو افتادم من و شاعر شد این خودکار
گویا جهان مصرع به مصرع شعر بارید و...
یک بیت من میخواندم و یک بیت هم دیوار
گاهی شدم غرق خیالت، گاه آشفتم
من امتحان دارم، برو! دست از سرم بردار!
هی لابه لای جزوه هایم نقش می بندد...
غیر ارادی اسم تو، عاشق شدم انگار
«أتَعلمُ مَا هُوَ الحَنين؟
الحَنينُ هُوَ حينَ لَا يَستطيعُ الجَسدُ أن يَذهبَ
حَيثُ تَذهبُ الرُّوح ...»
میدانی 'دلتنگی' چیست؟
دلتنگی آن است که جسمت نتواند به آنجایی
برود که جانت به آنجا میرود...
-محمود درویش
«أتَعلمُ مَا هُوَ الحَنين؟
الحَنينُ هُوَ حينَ لَا يَستطيعُ الجَسدُ أن يَذهبَ
حَيثُ تَذهبُ الرُّوح ...»
میدانی 'دلتنگی' چیست؟
دلتنگی آن است که جسمت نتواند به آنجایی
برود که جانت به آنجا میرود...
-محمود درویش
- میپرسی : از کجا بدانم دوستش دارم؟
‹ میگویم : زمانی که از عشق سخن میگویند ،
او تنها کسی است که یادش میکنی 🫧 ›
عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن :)
شده ام عاشق تو، عشق مرا جار نزن
ای که از راز دل عاشق من با خبری
عشق پنهان مرا تهمت انکار نزن
شده ام بسته به عشقت ،به یقین میدانی
پس تو هم قلب مرا زخمه بسیار نزن
خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شیرین مرا ، مهر خریدار نزن
عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم براین عاشق تبدار نزن
من که دیگر شده ام عاشق و دلبسته تو
تو بیا سنگ به این خسته بیمار نزن
چه چیز زیباییست به یاد آوردن تو
در میان دغدغههای بسیار
و خستگیهای فراوانم . . 💔🚶🏻♀️