eitaa logo
‹حب الحـ🫀ـسین☫!'›
674 دنبال‌کننده
785 عکس
1.1هزار ویدیو
15 فایل
بـسم‌ࢪب‌ شهدا✨:) عشق‌یعنی‌کہ‌دَمی‌بشنوی‌ازنام‌حسین ودلت‌گریه‌کُنان‌ راهی‌کربلاشود(:❤️‍🩹!️ برای رشد چنلت: @Sogand_128 کانالمون‌وقف‌ حضرت عشق(: 🫀 کپے: باذڬرصلوات دعا برای ظهور صاحبُ الزَّمان شرو؏‌ـمون:¹⁴⁰³/¹⁰/¹⁵ پایان:شهادت‌ان شاءالله>>>🤲🏻🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
تكليف شبانه😎
صبح بخير🌹
••✨•• یه بنده خدایی میگفت : قـدیما که ترازو داشــتن یه سنگِ محک داشتن، همه چیز رو با اون میسنجیدن.. میگفت: اگر سنگِ محکِ زندگیت بشه لبخند امام زمان سـود کردی !
سلام خوبين؟ قرار كتاب هاى شهدا رو پارت به پارت در كانال بذاريم 😊 چه زمانى گذاشته ميشه:هر هفته ۳ روز گذاشته ميشه.🌷 شنبه ،چهارشنبه ،جمعه. اعلام ميكنم از چه كتابى هست هر دفعه. و مطالب خوب و آموزنده اى داره .🌸
شبتون بخير 🌷 فردا پارت اول كتاب سلام بر ابراهيم ٢ رو ميزارم منتظر باشيد✨
@HashieZehn محتوا کاملا دلیه برای خودمم هست خوشحال میشم بیاید
سلام پارت اول كتاب سلام بر ابراهيم ٢ رو الان ميزارم.😉
كتاب سلام بر ابراهيم:داستان چلو كباب ١ با ابراهيم و چند نفرى از بچه هاى محل رفيق بودم.هميشه با هم بوديم.واليبال و كشتى و زورخانه،محل تفريح همه ما بود. ما شش-هفت نفر بوديم كه بيشتر وقتمان در كنار هم سپرى مى شد.از ميان ما فقط ابراهيم سر كار مى رفت و در بازار مشغول بود.او براى خودش درآمد داشت،اما بيشتر جمع ما وضع مالى خوبى نداشتند. يك روز ابراهيم همه ى جمع ما را به چلو كبابى دعوت كرد.بهترين غذا را براى ما سفارش داد و مشغول خوردن شديم. نمى دانيد چه لذتى داشت.خصوصاً براى بعضى از رفقا كه وضعيت مالى خوبى نداشتند و سال تا سال نمى توانستند چنين غذايى بخورند. ابراهيم از اينكه مى ديد ما چگونه با ولع غذا مى خوريم لذت مى برد. هفته ى بعد دوباره همه ى ما را به چلو كبابى دعوت كرد.گفتم:نه، نميشه كه هميشه شما…گفت:((امروز مصطفى ما رو مهمون مى كنه.)) وقتى سر ميز شام نشسته بوديم،ابراهيم به پاى من زد و اشاره كرد،بگير! دستش را از زير ميز جلو آورد و مبلغى را كف دستم گذاشت و با اشاره گفت:((حرفى نزن و برو پول غذا را حساب كن.))هفته بعد دوباره همه ى ما به چلو كبابى دعوت شديم.ابراهيم گفت:((امروز مهمان فلانى هستيم.)) ماه بعد دوباره اين ماجرا تكرار شد. اين بار مهمان شخص ديگرى بوديم. و اين ماجرا تا مدت ها ادامه داشت.يكى از زيباترين خاطرات دوران نوجوانى و جوانى ما در همان چلو كبابى نقش بست. شايد الان،وقتى براى فرزندانمان اين حرف ها را بزنيم،چيزى متوجه نشوند،الان هر روز برنج در خانه ها پخته مى شود.چلو كبابى به يك غذاى عادى براى برخى از مردم تبديل شده،اما آن زمان بيشتر مردم جامعه در فقر شديد مالى بودند.بيشتر خانواده ها با سختى روزگار را مى گذراندند.