آره من دلم تنگ شده .
دلم برای مدرسه تنگ شده .
برای معلماش،
آدماش،
کلاساش،
همه چی .
برای مافیا بازی کردنمون با بچه های قشنگ کلاسمون، برای بی معنی بازیامون، برای پشت هم بودنامون تو سخت ترین لحظات، برای خنده های وقت و بی وقتمون، برای دعواهامون با اون پنج نفر رو مخ کلاس، برای پیچوندنامون واسه ی نمایش واسه مدرسه انقلاب، برای حرص و استرسای مدرسه انقلاب، برای اون لحظه هایی که با خنده هامون و خوندنامون مدرسه رو میذاشتیم رو سرمون، برای روز بدون کیف، برای حلقه زدن با کل بچه های مدرسه و خوندن عمو زنجیر باف زیر بارون، برای غذا خوردنمون گوشه حیاط با پرنا و بشرا و نازنین وعاطفه و نرگس تو اوج سرما، برای خنده های بعد نهار، برای روز قبلش مسابقه سازه آمپولی، برای گوشی بردنامون واسه مدرسه انقلاب، برای زمین خوردنام هر ده دیقه یه بار، برای کتک کاری هام با بشرا از سر شوخی، برای با پرنا دست به یکی کردن و اذیت کردن بشرا، برای پرسیدن سوالای مسخره ی ریاضی از عاطفه، برای حرص دادن نازنین و عاطفه تو زنگ ورزش، برای حرف زدنمامون زنگ آخر چهارشنبه، برای لباس عوض کردنمون با عجله؛
برای تک تک لحظات دلم تنگ شده💔:)) .
مدرسه فقط برای ما جایی برای درس خوندن نبود جایی بود برای کنار هم بودن، درس گرفتن برای زندگی، ساختن خاطره های قشنگ و...
و من تا ابد از تموم صهیونیست ها مخصوصا اون دوتا حرومزاده اعظم متنفر میمونم بابت خراب کردن سال آخر راهنماییم و تمام خاطراتی که قرار بود با دوستای قشنگم بسازم🙂:))
#دلنوشته
هدایت شده از کنجسکوتِمن ؛
چیزایمشکیخیلیخوشگلن
مثنوشابه(مشکی)وچشماییهنفر.
#خانومماه
• 𝑳𝒖𝒏𝒂✨:>
وای امروز معلم قشنگمو دیدم نزدیک بود از ذوق پس بیوفتم😭😭✨✨✨
بهم گفت کوچولوی من🌚💘>>>>