ولی من جدی نمیتونم باور کنم نُهم تموم شد ؛
اینکه دیگه نمیتونم دوستامو ببینم برام سخته ،
اینکه دیگه نمیتونم برم تو اون مدرسه و بگم عجب غلطی کردم اومدم اینجا برام سخته ،
اینکه تنها خاطره های نهممون توی خود مدرسه هست برام سخته ،
کاش میشد زمانو به عقب برگردوند و از نُه اسفند تا اخر خرداد هم خاطره میساختیم :)) .
• 𝑳𝒖𝒏𝒂✨:>
_
فرمودی :
این بار ، عاشورایی عمل میکنیم .
نفهمیدیم ك عاشورا ؛
امـٰام از دست دادن هم داره💔 : ) ..
معرکه به پایان رسید .
علیِ اکبر رفت .
شمع قاسم خاموش شد .
دستان ابوفاضل بریده شد .
علی اصغر شیر خوار به شهادت رسید .
شمر بر سینه ی حسین نشست .
نفس ها خاموش شدند .
خیمه ها به آتش کشیده شدند .
صدای یتیمان بلند شد .
و داستان زینب آغاز شد : ) .