علامه امینی این صحنه رو میبینه و میگه اهان!
حالا فهمیدم..
خب پس امام علی ماهم باید اینطوری باشیم و بی ادبانه رفتار کنیم دیگه، آره؟!💔
چهل، پنجاه سال هست که من کتاب نوشتم و این همه کار کردم و یه حاجت بیشتر نداشتم اون وقت...!!!!
به خونه میرند و می خوابن و در عالم خواب و رویا امام علی «علیه السلام» به خواب علامه امینی میاند و میگویند:
علامه از دست ما دلخور و ناراحت نباش؛ علامه اگه به این افراد حاجت ندیم، ما را ول خواهند کرد و دست ار ما بر میدارن و میرند اما شما خودمونی ما اهل بیت هستید و ما رفت و آمد و صدای شمارو دوست داریم:))))🥺✨
ببینید مثلاا؛
تا شب عاشورا ۵۰۰-۶۰۰ نفر( دقیق نمیدونم) با امام حسین «علیه السلام» بودند حتی وقتی که امام حسین بودند نماز میخواندند و زندگی خوبی داشتند خوب و خوش بودند و با امام حسین بودند...
شب عاشورا امام حسین «علیه السلام» فرمودند:
فردا روز شهادت و مشکلات است، سختی و مرگ است. هرکس که فکر میکند اهل این کار ها نیست، برود.
وقتی سپاه دشمن قصد حمله در عصر تاسوعا داشت امام یک شب مهلت خواستند تا به عبادت بپردازند اون شب به دعا، نماز و تلاوت قرآن گذشت
در شب عاشورا امام حسین اصحاب خود رو جمع کردند و خطبهای خوندند
سپس چراغ (یا مشعل) رو خاموش کردن تا اگر کسی میخواد بره خجالت نکشه
افرادی که در طول مسیر مردد بودن یا انگیزه دنیایی داشتن پیش از این شب جدا شده بودن
در همون شب عاشورا تعداد بسیار کمی جدا شدن
اینطور نبود که اکثریت اون شب فرار کنن غربال اصلی پیش از رسیدن به کربلا انجام شده بود
برخی در بین راه جدا شدن
بعضی به طمع حکومت کوفه اومده بودن
وقتی خبر شهادت مسلم بن عقیل رسید عده زیادی رفتن.
بیشتر افراد تا وقتی که التماس دعا و سلام و صلوات و نماز جماعت و این چیزها بود با امام حسین بودند..
امااا وقتیی کار به سختی کشید، رفتند💔:)))
و امام حسین«علیه السلام» هم بهشون نگفت بمونید.. فردا شهید میشیم.. میریم بهشت و... گذاشتن اختیار با خودشون باشه.
ما یه مواقعی داریم که خدا و امام زمان«علیه السلام» میخواند بدونند که آیا ما تا وقتی که حاجت بگیریم، هستیم؟! یا وقتی که حاجت نمی گیریم هــســتیم:))!!✨
درست مثل علامه امینی.
آقا رسول الله «صلوات الله علیها و آله» رفتند در خونه ی حضرت زهرا «سلام الله علیها» ایشون زو صدا کردند:
زهرا جان.. فاطمه جان..
جواب نشنیدند! باز صدا زدند:
باباجان.. فاطمه جان..
حضرت زهرا جواب دادند:
جانم بابا جان..
آقا رسول الله «صلوات الله علیها» فرمودند:
بابا جان، شما که در خانه بودی! چرا بار اول که صدات کردم جوابم رو ندادی؟!
حضرت زهرا فرمودند:
بابا جان، آنقدر صدایتان زیباست که دوست داشتم بیشتر صدا کنم.. پس صبر کردم تا بیشتر صدایتان را بشنوم و بعد جوابتان را بدم.✨:)))))
حدیث داریم:
وقتی خدا بنده ای رو دوست داشته باشه، کمی دیر تر جوابش رو میده تا اون بنده بیشتر صداش کنه. 🥺❤️🩹
گاهی اوقات بنده تا حاجتی داره، خدا میگه: بیا بگیر و برو.. چون تو من رو نمیخوای، حاجتت رو میخوای.. درسته در این راه سختی و مشکلات زیاده..