إِلَهِي جَاءَكَ الْعَبْدُ الْخَاطِئُ فَزِعاً مُشْفِقاً وَ رَفَعَ إِلَيْكَ طَرْفَهُ حَذِراً رَاجِياً وَ فَاضَتْ عَبْرَتُهُ مُسْتَغْفِراً نَادِماً
خدایا بنده خطاکار به محضرت آمده، بیتاب و بیمناک، پرهیزکُنان و امیدوار، گوشۀ چشمش را به تو دوخته و آمرزش خواه و پشیمان اشکش جاری شده..
وَ عِزَّتِكَ وَ جَلاَلِكَ
مَا أَرَدْتُ بِمَعْصِيَتِي مُخَالَفَتَكَ
و به عزت و جلالت قسم؛
نافرمانی کردنم به قصد مخالف با تو نبود
وَ مَا عَصَيْتُكَ إِذْ عَصَيْتُكَ وَ أَنَا بِكَ جَاهِلٌ
گناه کردم! اما آن زمانی که گناه کردم نسبت به تو جاهل بودم..
وَ لاَ لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ وَ لاَ لِنَظَرِكَ مُسْتَخِفٌ
نه به خاطر اینکه مُتعرّض کِیفَرت گردم و نه اینکه نظرت را سبک شمارده باشم!
وَ لَكِنْ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي
وَ أَعَانَتْنِي عَلَى ذَلِكَ شِقْوَتِي
وَ غَرَّنِي سِتْرُكَ الْمُرخَى عَلَيَ
بلکه نفس همه این ها را برایم آورد
و شقاوتم بر انجام آن ها مرا یاری کرد
و آبروداری و پرده پوشی ات نسبت به من؛ مغرورم ساخت
فَمِنَ الْآنَ مِنْ عَذابِک مَنْ یسْتَنْقِذُنِی؟
پس اكنون چه کسی میتواند از قهر و عذابت مرا نجات دهد؟
وَبَحَبْلِ مَنْ أَعْتَصِمُ إِنْ قَطَعْتَ حَبْلَک عَنِّی؟
و اگر تو رشته اميدم را قطع كنى به كدام رشته ديگر چنگ زنم؟
فَیا سَوْأَتاهُ غَداً مِنَ الْوُقُوفِ بَینَ یدَیک
پس ای وای فردای قیامت از رسواییِ هنگام ایستادن در برابرت..
إِذا
قِیلَ لِلْمُخِفِّینَ جُوزُوا
ولِلْمُثْقِلِینَ حُطُّوا
آن هنگام که؛
به سبُکباران گفته میشود: بُگذرید!
و به سنگین باران امر شود: به دوزخ در اُفتید
فَمَعَ الْمُخِفِّينَ أَجُوزُ
أَمْ مَعَ الْمُثْقِلِينَ أَحُطُّ
آیا با سبک باران خواهم گذشت
یا با سنگین باران فرو خواهم ریخت؟
وَیلِی
کلَّما کبُرَ سِنِّی کثُرَتْ ذُنُوبِی!
وای بر من😭
هرچه سنّم بیشتر شد گناهانم زیادتر شد!
وَیلِی
کلَّما طالَ عُمْرِی
کثُرَتْ مَعَاصِی!
وای بر من
هرچه عمرم طولانی شد؛
نافرمانی ام فزونی یافت..