پرایوت یهداغون ِمحترم "
حکایت دست ها🌚:) !
از این عکسا مثلا😂😔/:
کاش زمان برگرده به عقب و
من به چند نفر لگد و سیلی بزنم
که قیافه گرفتن یادشون بره.
اگه با بقیه خوبی با من بد باش، اگه با بقیه گرمی با من سرد باش، اگه با بقیه اخمی با من بخند، چمیدونم، یه غلطی کن بفهمم با بقیه برات فرق دارم.
یه جا نوشته بود«هیچ اتفاقی فراموش نمیشه. بالاخره یه روز، تو یه خیابون یا وسط یه آهنگ یا موقع خوندن یه کتاب یا دیدن یه فیلم، یهو همه چیز یادت میاد.»
یکي بیاد بگه اینکه از همین الان کلي برنامه ریزي کردم ُ کلي وسایل جمع کردم
برا حدود ِ ۲۴ روز دیگه!🤌🏻👀
از شدت ِذووق زدگي ع یا دیونه ایی چیزی ام😂😔🤦♀