تورا درمیان آغوشم ميفشارم؛
درهمان حالکه دستانمخالی از بودنت است .
خب مثل اینکه دوباره بازگشت هممون به سوی
روبیکا ، ایتا ، بله ست(((((:
- حس میکنم یه گوشه از وجودم همیشه بوی غروب جمعه میده؛ همونقدر غمگین، همونقدر بیدلیل…