به درستی میدانم و میدانید که ارتزاق، امری است پیشینی بر اعتقاد و اعتقادِ سالم از ارتزاق ناسالم، از زمره محالات است!
[نفحات نفت، چاپ۲۰، ص۱۳]
منظور از «توسعه» در جهان امروز، صرفا توسعه اقتصادی با معیارها و موازینی خاص است و اگر گاهی سخن از «توسعه فرهنگی» هم به میان بیاید، مقصود، آن فرهنگی است که در خدمت «توسعه اقتصادی» قرار دارد؛ چنان که وقتی سخن از آموزش نیز گفته میشود، هرگز آن آموزش عام که ما از این کلمه ادراک میکنیم مورد نظر نیست، بلکه منظور آموزش متُد و ابزار توسعه است.
[توسعه و مبانی تمدن غرب، چاپ۹، ص۱۷]
وقتی محبت باشد، پول هم نباشد، کیانِ خانواده حفظ میشود. در خانه قاضی اوضاع بر این اساس بود: اگر مال و مَنالی نبود، برای همه نبود، و اگر چیزی در دسترس قرار میگرفت، همه باهم از آن بهره میبردند.
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، ص۳۱۱]
آدمها کسانیاند که تعریف آدم بودن را به آنچه هستند، تقلیل دادهاند.
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، ص۲۴۱]
همراه با الله، اله و معبود دیگری را نخوانید. این «نخوانید» یعنی «قلبا» نخوانید. اعمالتان حاکی از خواهشهای وجود شماست. افکارتان برخاسته از آن است که به آن توجه دارید. چیزی که انسان متوجه او باشد و توجهش را از امور دیگر سلب کند، اله او میشود.
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، ص۲۷۳]
مرد خدا باید برود به دنبال رزق حلال، نُه قسمت از دَه قسمتِ بندگی در طلب حلال نهفته است.
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، ص۲۳۹]
به راستی حقیقت روح چه بود که پس از مدت کوتاهی دوری از جسم، بدن اینچنین از هم میپاشید و اگر روح بدن را رها کند، بدن از هم متلاشی میشود.
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، همان صفحه]
این خاصیت مردم است؛ هرچه باشی یا هرچه کنی، آنها یا تعجب میکنند یا بهبه چهچه یا فحشت میدهند و میروند. دلبستن به مردم در طول تاریخ کار عاشقپیشگان نبوده...
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، ص۱۸۰]
به این میاندیشیدم که هرکس بخواهد به عبودیت و معرفت خدای متعال برسد، باید مثل مرده در دست غسال، هیچ ارادهای از خود نداشته باشد.
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، ص۲۳۰]
منزلگاه برزخی انسانها با مکان دفن جسمشان تفاوت دارد... انسان با خود و اعمالش روبهرو میشود.
[کهکشان نیستی، چاپ۷۳، ص۱۶۹]
تجارت بینالمللی به یک کشور اجازه میدهد که بهرهوری خود را به وسیله حذف نیاز به تولید تمام کالاها و خدمات خود در داخل کشور افزایش دهد. یک کشور میتواند در آن دسته از صنایع و بخشهایی متخصص گردد که شرکتهایش در آن صنایع نسبتا بهرهور هستند و آن دسته از کالاها و خدماتی را تولید کند که در مقایسه با رقبای خارجی دارای بهرهوری بالاتری هستند و با این کار میانگین سطح بهرهوری را در اقتصاد افزایش دهد. واردات نیز همانند صادرات برای رشد بهرهوری ضروری است.
[ مزیت رقابتی ملتها - چاپ۱ - ص۲۵ ]
📚 #سیر_مطالعاتی کاربردی
@MASJIDIA